مؤلف مجهول

33

هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )

موجد آخر « 1 » ، فإن كان الأوّل دار و هو باطل بالضرورة ، و إن كان ممكنا آخر تسلسل و هو باطل أيضا « 2 » . پس اگر باشد ايجادكننده ، همان موجود « 3 » اوّل ، دور لازم مىآيد « 4 » و آن باطل است ؛ و « دور » توقّف شىء است بر شىء ؛ اگر توقّف اين شىء بر آن شىء به دو مرتبه است يا بيشتر ، آن دور مضمر است و دور به مراتب ؛ و هردو قسم دور باطل است ؛ و اين بديهى است . و اگر باشد ايجادكننده ، ممكن ديگر غير اوّل ، منتهى نمىشود به واجب الوجود لذاته و برنمىگردد به اوّل ، تسلسل مىشود ؛ و « تسلسل » ترتب امور غير متناهيه است و اين باطل است ، چنانچه مذكور است در كتب مبسوط و در اين مختصر ممكن ذكر آن نيست . لأنّ جميع آحاد تلك السلسلة الجامعة لجميع الممكنات تكون ممكنة بالضرورة ؛ فتشترك « 5 » فى امتناع الوجود بذاتها ؛ فلا بدّ لها من موجد خارج عنها بالضرورة ؛ فيكون واجبا بالضرورة و هو المطلوب . اين دليل است بر ابطال تسلسل ؛ يعنى از براى آنكه جميع ممكنات يا آن است كه واجب است يا ممكن ؛ و آنكه واجب باشد ، باطل است ؛ پس معيّن شد كه جميع آحاد ممكن است ؛ و اين بديهى است . پس مشترك كند جميع آحاد را امتناع وجود « 6 » به ذات خود يا به هريك از آحاد سلسله ؛ پس ناچار است جميع آحاد اين سلسله را

--> ( 1 ) . ترجمهء اين قسمت در متن شارح نيامده است : اگر اين موجد [ دوم ] واجب بالذات باشد ، همان مطلوب ماست ، امّا اگر ممكن باشد ، نيازمند موجد ديگرى است . . . ( 2 ) . س : - أيضا . ( 3 ) . س : - همان موجود . ( 4 ) . س : - لازم مىآيد . ( 5 ) . س : فيشرك . ( 6 ) . يعنى : همهء آحاد رشتهء ممكنات در يك‌چيز شريكند و آن اينكه ممتنع است كه اينها به خودى خود موجود شوند يا يكى از آحاد ، افراد ديگر رشته را ايجاد كند .